پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - گزارش تكان دهنده از پشتپرده ابوغريب

گزارش تكان دهنده از پشت‌پرده ابوغريب


غريبه‌هاى ابوغريب

اشاره:

درباره شكنجه‌هاى زندانيان ابوغريب همه چيز مى‌شود نوشت و هيچ چيز نمى‌توان نوشت. همه‌گونه اتفاق در اين زندان مخوف اتفاق افتاد ولى قلم هيچ چيز جز ابراز شرم نمى‌تواند به خواننده بيان كند....
با اين حال گزارشى كه در پى مى‌آيد، تصويرى تكان دهنده از اعترافات دو تن از فرماندهان نظامى عالى‌رتبه امريكايى نسبت به اقدامات شنيع و وحشيانه در زندان ابوغريب است كه در جلسه‌هاى كنگره امريكا و در كميته تحقيق و نيروهاى مسلح ثبت شده است؛ اگرچه به دستور مقامات امريكايى قرار براين بوده كه به صورت محرمانه و سرى باقى بماند، اما شدت فضاحت و رسوايى اقدامات به حدى است كه پيش از افشاگرى، رسوايى آن گوش جهانيان را پركرده است. بخوانيد:

نگاهى به چند سابقه

قبل از آغاز كار كميته نيروهاى مسلح در كنگره ايالات متحده، براى مشاهده تصاوير ويدئويى و حدود ٣٠٠ قطعه عكس از شكنجه‌هاى زندانيان ابوغريب، ديك چنى معاون رئيس جمهور امريكا به شبكه‌هاى امريكايى فوكس گفت: يك شكست و فروپاشى اساسى و بى‌حد و حصر موجب اقدامات شكنجه عليه زندانيان عراقى شد كه بيزارى برانگيز بوده است.
خبرگزارى‌ها اين تصريحات چنى را در سطح گسترده‌اى نقل كردند اما از ماهيت اين فروپاشى كه دولتمردان امريكا را به ارتكاب اين فجايع و جرايم واداشت، نپرسيدند.
با اين حال اطلاعات در برخى رسانه‌ها از معاون ژنرال جان ابوزيد فرمانده منطقه ميانى عراق و اطلاعات واقعى درباره تلاش‌هايى كه براى ترور ژنرال ابوزيد در فلوجه صورت گرفته و نيز رخوت و احساس شكست بوجود آمده در نيروهاى امريكايى پس از مخفى شدن بسيارى از سربازان و افسرانى كه به اسلام گرويده‌اند، منتشر شد.
گزارشى كه در پى مى‌آيد حاصل يك جلسه تحقيق و بازجويى سرى دو تن از فرماندهان امريكايى است كه در جريان شكنجه‌هاى زندانيان، «ابوغريب» دست داشتند:
اعضاى كميته نيروهاى مسلح كنگره در آغاز توضيحات، تعدادى از فرماندهان و سربازان امريكايى در عراق را كه اخيرا شمار زيادى از آنها از فرامين رامسفلد وزير دفاع و فرماندهان عاليرتبه پنتاگون سرپيچى كرده‌اند، شنيدند. اطلاعاتى كه اين عده ارائه كردند، به اين موضوع اشاره داشت كه حدود ٤٦ افسر كه ٢٣ تن از آنها از افسران عاليرتبه و از فرماندهان ارتش مركزى هستند، يادداشت‌ها و نامه‌هايى به پنتاگون و نيز كميته نيروهاى مسلح كنگره ارسال كردند.
و در اين يادداشت‌ها به تمرد و سرپيچى از آموزش‌هاى فرماندهان و اوامر نظامى تهديد كرده و اشاره كرده‌اند كه اگر چنانچه در تاريخ معين انتقال آنها به خارج از عراق صورت نگيرد آماده هستند در برابر محاكم نظامى امريكا قرار گرفته و محاكمه شوند.
البته گزارش‌هاى قديمى‌ترى وجود دارد كه حاكى از آغاز و شيوع حركات متمردانه نظامى بين افسران و سربازان امريكايى و ارسال نامه «مارشال تولاز» افسر امريكايى به ژنرال جان ابوزيد است كه در آن نامه تأكيد كرده كه سربازان تحت امر او از اوامر نظامى سرپيچى كرده و بر سر او فرياد مى‌كشند و تصميم دارند كه سلاح‌هايشان را بر زمين بگذارند تا از ميان نيروهاى امريكايى به خارج از عراق انتقال داده شوند.
گزارش كميته نيروهاى مسلح نيز گوياى آن است كه فرماندهى نيروهاى امريكا حدود ٢٥٠ افسر و بيش از ١٥٠ سرباز امريكايى را از عراق خارج ساخته‌اند و محاكمه آنها به صورت كاملاً سرى در داخل ايالات متحده در جريان است. اين عده از زمان انتقال آنها كه در خلال ماه‌هاى فوريه و مارس گذشته انجام شده، از كليه ابزارهاى ارتباط با خانواده‌هايشان محروم هستند.
اما نامه اخير ٢٣ فرمانده نظامى امريكا و اعلام تمرد از فرامين دونالد رامسفلد مانند پتكى بر سر دولتمردان امريكايى فرود آمده و پنتاگون همچنان ترديد دارد كه آنان را به خدمت فرا بخواند يا آنها را مورد بازجويى و تحقيق قرار دهد؛ زيرا اين امر مى‌تواند شكاف عميقى را در بين نيروهاى امريكايى مستقر در عراق به وجود آورد.
گفته مى‌شود اين عده در نامه تند ديگرى عزل رامسفلد از وزارت دفاع و محاكمه وى را خواستار شده و از او به عنوان فردى خطاكار ياد كرده‌اند كه در امور نظامى و استراتژيكى هيچ چيز نمى‌فهمد و به همين دليل او را به خاطر شكست استراتژى امريكا در عراق مورد سرزنش قرار داده‌اند. همانگونه كه از ژنرال ريچارد مايرز رئيس ستاد مشترك انتقاد كرده و از او به عنوان كسى كه مسئول طرح‌هاى شكست خورده نظامى در عراق مى‌باشد، ياد كرده‌اند. همچنين اين عده كميته برنامه‌ريزى وابسته به پنتاگون را كه حركت‌هاى امريكايى‌ها در عراق را برنامه‌ريزى مى‌كند، به عنوان مجموعه‌اى از شكست خورده‌هاى نظامى ياد كرده و گفته‌اند كه اين كميته منافع فردى خود را بر هر چيزى ترجيح مى‌دهد و در وقايع شكنجه‌هاى عراقى‌ها نيز مسئول است.
مجموعه اين انتقادات از كاخ سفيد، مشاوران عاليرتبه آن را واداشته است كه به صورت خيلى فورى از بوش بخواهند كه به صورت علنى از رامسفلد حمايت كند تا وى بتواند حركت متمردانه نظاميان امريكايى در عراق را كه به صورت روزافزون ارتش امريكا در عراق را در مقابل نظام امريكايى قرار مى‌دهد تحت كنترل خود درآورد.
شايد ديدار بوش با رامسفلد پس از تحقيقى كه از وى در كميته نيروهاى مسلح كنگره به عمل آمد، در راستاى همين حمايت و توصيه بود كه بوش از رامسفلد به عنوان برترين وزير دفاع در تاريخ امريكا ياد كرد و گفت كه وى عملكرد بسيار چشمگيرى داشته و مردم امريكا بايد از وى بسيار ممنون باشند.

گزارش كميته نيروهاى مسلح كنگره

گزارشى كه كميته نيروهاى مسلح تهيه كرده ٢٥٠ صفحه درباره وقايعى است كه مخفى نگاه داشته شده و فقط افراد معدودى در داخل كاخ سفيد و پنتاگون به آن دسترسى دارند.
در اين گزارش آمده است كه، تمام برنامه‌هاى امريكا براى جلب همكارى عراقى‌ها با ارتش امريكا در سرنگونى صدام حسين خطا و اشتباه بوده و موضع عراقى‌ها را پس از زوال رژيم سابق تغيير نداده بلكه باعث شده كه آنها به نيروهاى امريكايى به عنوان نيروهاى اشغالگر نگاه كنند كه براى تخريب عراق و تسلط بر منافع و دارايى آن آمده‌اند.
و اينكه: مقاومت عراقى‌ها از اولين روزهاى پس از سقوط بغداد در ٩ آوريل ٢٠٠٣ آغاز شده و اين مقاومت‌ها به شكل‌هاى مختلف از تروريسم تا مقاومت مسالمت‌آميز درآمده و خطرناك‌تر از همه اينكه حركت پنهانى مجموعه‌اى از جوانان كه نام «جماعه الله» به خود گذاشته‌اند، با اين هدف آغاز شده كه افسران و سربازان امريكايى را براى گرايش به اسلام و ازدواج با زنان مسلمان عراقى قانع كند.
اين گزارش در ادامه آورده است كه: اين حركت توسط ٥ نفر آغاز شده كه مسلط به زبان انگليسى بوده و محمد الرزقاوى و عبيدالزيادى از جمله آنها هستند. با گذشت چند ماه از آغاز اين حركت اكنون تعداد اعضاى گروه به ٧٠٠ جوان عراقى رسيده و رهبرى گروه را ده تن از جوانان به عهده داشته‌اند كه ٥ تن از آنها به نام‌هاى رمضان تيمور المحمدانى، محمد البلهاوى، طوبان التكريتى، سليمان المجلح و سيار المتولى در ماه فوريه گذشته به دست نيروهاى امريكايى كشته شدند.
اين حركت مسلحانه نبوده و رابطه‌اى با مقاومت مسلحانه عراقى‌ها ندارد و اعضاى آن تصميم گرفته‌اند كه حركت و فعاليت خود را به دور از بغداد انجام دهند تا از حركت‌ها و مقاومت‌هاى مسلحانه كه در بغداد گسترش يافته، به دور باشند.
اين گروه تعداد زيادى از كتاب‌هاى اسلامى و قرآن كريم ترجمه شده به زبان انگليسى را گردآورى كرده و به اماكن آرام عراق و مساجدى كه امريكايى‌ها آنجا براى خواب و استراحت انتخاب مى‌كنند، روى آورده و به شكل فردى با آنها ارتباط برقرار كرده و به آنها قرآن‌هاى ترجمه شده مى‌دهند و بعدها اين ارتباط‌ها و ديدارها به شكل گروهى تغيير پيدا مى‌كند.
جوانان عراق از سربازان امريكايى دعوت مى‌كنند كه در جلسات دينى آنها شركت كنند. سربازان و افسران امريكايى نيز پس از كندن كفش خود و وضو در اين مساجد حاضر مى‌شوند و تعداد اين افراد به صورت مستمر در حال افزايش است و اين در حالى است كه فرماندهان نظامى امريكا از آغاز تصور چنين اتفاقى را نداشته‌اند. سربازان و افسران با بهانه خواب يا بهانه‌هايى مشابه به مساجد روى مى‌آورند و از اين جوانان عراقى حمايت مى‌كنند.
در اين گزارش اشاره شده كه پس از مدتى مشخص شد كه اين گروه فقط از عراقى‌ها تشكيل شده و هيچ شخص غير عرب يا خارجى در آن عضويت نداشته و از گروه‌هاى معتدل اسلامى داخل عراق به شمار مى‌آيد و براى القاعده يا ديگر گروه‌هاى تروريستى كار نمى‌كند.
در همين حال، گزارشى مى‌افزايد كه اين گروه از سوى بعضى از امراى سعودى حمايت شده و تماس‌هايى نيز با بعضى از شخصيت‌هاى غيردولتى اردن دارند. رهبر اصلى اين گروه محمد البلهاوى بوده و نيروهاى امريكايى اسنادى را به دست آورده‌اند كه به امضا و مهر وى رسيده و حاكى از اقدامات مهم اين گروه در بين سربازان و افسران امريكايى مى‌باشد.
در يكى از اين اسناد آمده كه در حال حاضر عمليات نظامى و مسلحانه داراى تأثير نيست زيرا امريكايى‌ها با تجهيزات و هواپيماهاى مدرن مى‌توانند با تمامى مردم عراق درگير شده و آنها را سركوب نمايند. لذا اين روش به شهادت ده‌ها هزار تن از فرزندان وطن منجر مى‌شود بدون آنكه به عقب‌نشينى نيروهاى امريكايى و بازگشت آزادى به عراق بينجامد.
به اعتقاد اين گروه جهاد عليه اشغالگران اشكالات متعددى دارد و بالاترين جهاد كه متناسب با حجم نيروهاى دشمن و كيفيت نفوذ و شكاف در آن باشد، قرآن كريم و ترويج اسلام است زيرا آن در واقع جهاد انديشه و عقل است و سربازان و افسران امريكايى پيش از اين درباره حقيقت اسلام اطلاعاتى نداشته و تنها آگاهى آنها از حادثه ١١ سپتامبر ٢٠٠١ آغاز شده و از رهبران خود شنيده‌اند كه دين اسلام خشونت‌طلب است و مسلمانان مرتكب جنايت‌هايى چون قتل و دزدى شده و زنهايشان را در خدمت اغراض فردى خودشان در مى‌آورند.
برپايه اين گزارش، محمد البلهاوى رهبر گروه «جماعه الله» از افرادى كه مسلط به مكالمه انگليسى هستند خواسته كه درس‌ها و آموزش‌هاى وى درباره اسلام و كيفيت روبرو شدن و تعامل با افسران و سربازان امريكايى را فراگيرند.
اولين نتايج اين حركت در جذب ٤٠ سرباز و افسر امريكايى جوان آشكار شد بطورى كه در كمتر از يك ماه ٥ سرباز و ٢ افسر به دست آنها به اسلام گرويدند و اين روند گرايش به اسلام امريكايى با سرعت ادامه پيدا كرد. پس از آن بود كه كم‌كم گزارش‌هاى رسيده از بغداد به مخاطرات اين پديده كه موجب شكاف در بين نيروهاى امريكايى مى‌شد، اشاره داشت و مى‌گفت كه ديگر نيروهاى امريكايى از فرماندهان خود در آتش گشودن مستقيم بر روى عراقى‌ها فرمان نمى‌برند.
اين گزارش سپس اضافه مى‌كند كه گروه «جماعه الله» در برنامه‌هاى بعدى خود موفق شده كه تعداد زيادى از سربازان امريكايى را به ازدواج با دختران جوان عراقى تشويق كنند و اين خود باعث اسلام آوردن و مسلمان شدن تعدادى از آنها شده است.
آگاهى از اين پديده در بين نيروهاى امريكايى باعث آن شد كه دستور برخورد خشونت‌آميز با عراقى‌ها صادر شود و به صورت محرمانه به تمام سربازان و افسران فرمان داده شد كه از صحبت با عراقى‌ها يا خوابيدن در مساجد پرهيز و دورى كنند و همين امر منجر آن شد كه ابزارهاى شكنجه عليه زندانيان عراقى به كار گرفته و از آغاز ماه ژانويه ٢٠٠٤ يكى از گردان‌هاى امريكايى مأموريت سركوب گروه ياد شده و توقف اقدامات تبليغى آن در بين نيروهاى امريكايى را برعهده گرفته است.
در پى آن نيز ٤٠ تن از رهبران و افراد شاخص اين گروه دستگير شده و زمانيكه بوش شخصا از طريق گزارش‌هاى ويژه به فعاليت گروه و عناصر آن پى برد. دستور داد تمامى ابزارهاى شكنجه عليه آنان به كار گرفته شود. وى همچنين با ١٢ روش شكنجه روانى و بدنى پيشنهاد شده از سوى پنتاگون موافقت كرد. از جمله استفاده از ابزارهاى الكترونيكى براى اعتراف گرفتن از عناصر گروه ياد شده درباره مكان اختفاى ٣٢ سرباز و افسر امريكايى كه در شرايط نامعلومى ناپديد شده و اينگونه حدس زده مى‌شود كه آنها زنده بوده و با دختران عراقى ازدواج كرده‌اند.
اين گزارش مى‌افزايد كه روش دوم از روش‌هاى ١٢ گانه در قالب هجوم به منازل خانواده‌هاى دخترانى كه با امريكايى ازدواج كرده انجام و پدر و مادر و اعضاى خانواده آنها و احتمالاً عموها و دايى‌ها و كليه افراد فاميل آنان نيز دستگير شده‌اند.
به اين ترتيب ٤٠٠ زن و دختر، ٦٠٠ كودك و ٧٠٠ مرد دستگير شده و كليه روش‌هاى شكنجه روانى و بدنى براى اعتراف گرفتن از آنها درباره امكان استتار امريكايى‌ها به كار گرفته شد.
علاوه براين مشكل بزرگ‌ترى كه گريبانگير نيروهاى امريكايى بود و باعث آن شد كه كاخ سفيد به طور مستقيم به سربازان خود دستور دهد كه روش‌هاى ١٢ گانه شكنجه را به كارگيرند، اختفاى يكى از فرماندهان بزرگ ارتش امريكا بود.

ناپديد شدن ژنرال

گزارش‌هايى وجود دارد كه مى‌گويد يكى از فرماندهان ارشد امريكايى كه معاون ژنرال ابوزيد فرمانده ميانى عراق كه تاكنون نامى از وى برده نمى‌شود و با حروف رمزى A_H از وى ياد مى‌شود. به صورت نامعلومى ناپديده شده است. اين اطلاعات حاكى است كه اين فرمانده ارشد امريكايى در حال انجام يك مأموريت شبانه در يكى از مناطق شهر بغداد بوده است. گروه تحت امر وى مسئول حفظ امنيت نيروهاى امريكايى در پايتخت بغداد بوده و مسئوليت اولين برنامه‌ريزى استراتژيكى براى عمليات امريكا عليه مقاومت عراقى را بر عهده داشت و تمامى عمليات امريكا در عراق مى‌بايست به تأييد آن برسد.
اين ژنرال امريكايى تصميم گرفته بود يكى از عمليات‌هاى مهم را به تنهايى و به صورت محرمانه در رأس گروهى از نيروهاى مسلح بالاى نظامى متشكل از ١٥٠ افسر و سرباز برعهده بگيرد.
گروه وى عملياتى را در نزديكى خيابان منصور بغداد انجام داد كه طى آن تعداد زيادى از عراقى‌ها كشته شدند. اين اطلاعات سپس مى‌افزايد كه پس از پايان گرفتن عمليات، نيروهاى مقاومت عراقى توانستند عناصر خود را مجددا سازماندهى كرده و يك كمين نظامى را بر سر راه نيروهاى امريكايى قرار دهند كه بر اثر آن حدود ١٠٦ نفر از سربازان امريكايى كشته شدند و با ادامه درگيرى و شدت گرفتن آن ترس و وحشت بر صفوف نيروهاى امريكايى حاكم شده و حدود ٢٥ نفر ديگر از گروه ٤٤ نفره‌اى كه از اين ژنرال بزرگ امريكايى حمايت مى‌كردند، كشته و او مجبور به تسليم شد. جالب آن كه كمك‌هاى امريكايى از قبيل تانك‌ها و هواپيماها عليرغم به طول انجاميدن درگيرى به مدت ٤٥ دقيقه به اين منطقه نرسيد و در نهايت نيروهاى مقاومت عراقى توانستند اين ژنرال و باقيمانده ١٩ سرباز و افسر همراه وى را دستگير كنند.
پس از ١٠ دقيقه كه از پايان اين درگيرى مى‌گذشت، نيروهاى كمكى امريكايى به منطقه رسيدند و عمليات تفتيش و جست‌وجو براى يافتن ژنرال و سربازان وى در جاى جاى عراق آغاز شد و هنگامى‌كه ژنرال ابوزيد موضوع را به اطلاع رامسفلد رساند او در پاسخ گفت: همه عراق را به جهنم تبديل كنيد، همه‌شان را به آتش بكشيد تا ژنرال برگردد. با گذشت ٣ روز از قضيه كه تماس‌هاى امريكايى با مسئولان و اعضاى شوراى حكومت انتقالى عراق ادامه داشت، هيچ نتيجه مشخصى از قضيه به دست نيامد و به همين دليل امريكايى‌ها تصميم گرفتند دردناك‌ترين انواع شكنجه عليه زندانيان عراق به‌ويژه آنهايى كه تازه دستگير مى‌شدند را در دستور كارخود قرار دهند.
يك هفته گذشت كه نيروهاى امريكايى به سه جسد از سربازان امريكايى همراه ژنرال كه ناپديد شده بودند برخورد كردند و از اينجا بحران واقعى نظاميان عراقى در داخل خاك عراق آغاز شد.
اين واقعه در فوريه گذشته بود كه گزارش كميته نيروهاى مسلح مجلس سنا از گزارش‌هاى پنتاگون انتقاد و آن را به دروغ‌بافى متهم كرد. زيرا اين گزارش‌ها از پيروزى‌هاى خيالى حكايت داشت.
اين گزارش همچنين گوياى آن بود كه كشته شدگان امريكايى در بعضى از هفته‌ها به صدها تن مى‌رسيد در حال كه در آمار رسمى فقط ده‌ها تن ذكر مى‌شد. به اين ترتيب وضعيت براى امريكايى‌ها بسيار دشوارتر از شرايط جنگ در ويتنام گشته بود و عناصر مقاومت عراق هم به صورت بى‌سابقه‌اى به برنامه‌ريزى و سازماندهى مى‌پرداختند كه حتى در زمان صدام حسين اينگونه سازماندهى نداشت.
اين گزارش اشاره كرده بود كه امريكايى‌ها به رهبران حركت مقاومت دسترسى نداشته و برخى گزارش‌هاى مأموران اطلاعاتى امريكا اشاره دارد كه سه تن از زندانيان عراقى به اطلاع از اسامى سه فرمانده نظامى بعث عراق اعتراف كرده‌اند كه آنها در برنامه‌ريزى و سازماندهى حركت مقاومت دخالت دارند و نيروهاى امريكايى تا كنون نتوانسته‌اند به آنها دست يابند. اما زن‌ها و دختران آنها در مقابل چشمان تعداد زيادى از سربازان مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و حتى ٢ تن از آنان در اثر نااميدى از رهايى شكنجه‌ها دست به خودكشى زده و بقيه در معرض شكنجه‌هاى سخت امريكايى‌ها قرار دارند.
اين گزارش معتقد است كه اين سه نظامى بعثى از محل نگهدارى ژنرال ناپديد شده امريكايى مطلع هستند. بر پايه اين گزارش عمليات ديگرى در نزديكى فلوجه در ١٦ فوريه گذشته اتفاق افتاد كه تأثير زيادى در ظهور جنون و ديوانگى امريكايى‌ها داشته است. فرماندهى نيروهاى امريكايى در عراق بالاتفاق مكان استراتژيكى را براى اداره و هدايت عمليات‌هاى نظامى در عراق انتخاب كردند كه اين مقر سرى بود و تعدادى از فرماندهان براى برنامه‌ريزى استراتژيكى هفته‌اى يك بار در ساعت ٧ بعدازظهر روزهاى دوشنبه در آنجا گرد هم مى‌آمدند و ١٤ تن از فرماندهان نظامى امريكا كه ٢٠٠ تن از نيروهاى زبده و تعدادى از هواپيماها و تانك‌ها را در اختيار و به همراه داشتند، در آنجا به تبادل نظر مى‌پرداختند.
در يكى از اين نشست‌ها كه ١٣ مارس برگزار شد، نيروهاى مقاومت عراقى ردّ آنها را گرفته و عمليات بزرگى را عليه آنها انجام داده و در ساعت ٥/٧ شب موشك و بمب بر سر آنها ريختند كه در اثر آن ٩٠ نفر كشته و تعدادى از آنها زخمى يا متوارى شدند.
خطاى استراتژيكى نيروها بر مبناى اين گزارش آن بوده كه عليرغم اوامر فرماندهان نيروها متوارى شده و منتظر رسيدن نيروهاى كمكى نشدند و لذا نيروهاى مقاومت عراقى آنها را به گروگان گرفته و باعث شد كه فرمانده نيروهاى هوايى امريكايى‌ها نتواند براى حمايت از آنها اقدام كند.
در اين نشست، ژنرال «جان ابوزيد» مشاركت داشته و به كمك محافظان شخصى خود كه تعداد ٢٠ افسر و سرباز بودند، توانست از معركه فرار كند. نيروهاى مقاومت به روى وى آتش گشودند اما موفق به كشتن وى نشدند و عليرغم اعلام خبر ترور وى چگونگى سرنوشت وى در نزديكى فلوجه همچنان پنهان ماند.
با اين حال گزارش‌هاى امريكايى تصريح دارد كه نيروهاى مقاومت عراقى توانسته‌اند ٨ تن از اين فرماندهان را اسير و ٣ تن از آنها را كشته و فقط ٣ نفر از آنها به همراه ژنرال جاويد ابوزيد از مرگ نجات يافته‌اند. هواپيماهاى امريكايى توانسته‌اند كه ردّ آنها را گرفته و متوجه شوند كه آنان در داخل فلوجه نگهدارى مى‌شوند.
مجموعه اين حوادث و اتفاقات اصلى‌ترين عامل در انگيزش نيروهاى امريكايى براى مبادرت به شكنجه‌هاى وحشيانه در زندان‌هاى عراق و عليه اهالى فلوجه بود كه منجر شد ژنرال «رونالد يورگس» مدير مركز اطلاعات ينتاگون و ژنرال «توماس رويگ» رئيس گروه قانونى تسليحات زمينى در مقابل كميته نيروهاى مسلح كنگره حاضر شده و به سئوالات و تحقيق و تفحص آنان پاسخ دهند.
ژنرال «يورگس» شكنجه كودكان عراقى را اينگونه توجيه كرد كه اين كودكان فرزندان و برادران عناصر تروريستى بودند كه ٨ تن از فرماندهان عاليرتبه امريكايى را ربوده و حتما شكنجه‌هاى مشابهى را عليه آنان به كار گرفته‌اند.
متن سئوال‌ها و پاسخ‌هاى انجام شده در جلسه كميته نيروهاى مسلح كنگره در ضمن گزارش به اين شرح ثبت شده است:
ـ آيا مطمئن بوديد كه اين كودكان و زنان از بستگان عناصر تروريستى هستند؟
ـ توماس رويگ: بله، ما گزارش‌هاى ميدانى در اين زمينه داشتيم و ژنرال استفان كاسپن معاون اطلاعات وزير دفاع هم از آن مطلع بود.
ـ واكنش ژنرال كاسپن چه بود؟
ـ يورگس: ما يك سرى توصيه‌هاى كلى از ژنرال كاسپن درباره استمرار اين روند براى آزادسازى ٨ فرمانده امريكايى در بند دريافت كرديم.
ـ جزئيات اين توصيه‌ها چه بود؟
يورگس: شكنجه كودكان تا صاحبان و والدين تروريست آنها خودشان را تسليم كنند.
ـ اما در اين بين ١٨ كودك مردند آيا اين كودكان در اثر شكنجه مردند؟
ـ يورگس: شايد.
ـ چگونه شكنجه مى‌شدند؟
يورگس: دوست دارم در آغاز توضيح بدهم همانطور كه از اولين گزارش شما برمى‌آيد ما اين كودكان را بازداشت و زندانى نكرده‌ايم بلكه ما زنان و دختران عناصر تروريست را دستگير كرديم ولى آنها اصرار داشتند كه كودكانشان را به همراه خودشان داشته باشند. ما در آغاز تمهيداتى براى اقامت انفرادى آن كودكان فراهم كرديم تا از تأثيرات زنان زندانى يا گريه مادران و خواهرانشان به دور باشند.
ـ پس چه چيزى اين توصيه‌ها را تغيير داد و شما اقدام به شكنجه اين كودكان كرديد؟
ـ يورگس: واضح بود كه تروريست‌ها به دنبال فرماندهان بودند و هر بار سعى و تلاش مى‌كردند كه آنها را بربايند اين در حالى بود كه ما از جايگاه ومكان آنها هيچ‌گونه اطلاعى نداشتيم تا اينكه تعداد به حد قابل ملاحظه‌اى رسيد و لذا لازم بود كه هر چه در توان داريم به كار بگيريم تا آنها فرماندهان ما را رها كنند.
آنچه باعث پيچيدگى امور شد اين بود كه هيچ گروه تروريستى عراقى يا خارجى مسئوليت عمليات ربودن آنها را به عهده نگرفت و به كلى برايمان به صورت پوشيده باقى ماند. اگر آنها اعلام مى‌كردند ما مى‌توانستيم با آنها ارتباط برقرار كرده و از درخواست‌هايشان مطلع شويم. ما حتى به يك نفر در عراق برنخورديم كه بتوانيم با او درباره روند ربودن فرماندهان امريكايى يا طريقه آزادى آنها صحبت كنيم.
اطلاعات ما هم كاملاً زيرزمينى بود اما ناچار بوديم كه بر روى زمين حركت كنيم (به صورت واقعى با آن برخورد كنيم). در مدت كوتاهى توانستيم تعدادى از عراقى‌ها را براى همكارى با خودمان جذب كنيم و آنها تا كنون به عنوان راهنماى ما براى دستيابى به مكان اختفاى فرماندهان عمل كرده‌اند. آنها بودند كه اسامى افرادى را كه فكر مى‌كردند آنها نقشه عمليات ربودن و قتل فرماندهان امريكايى را طرح كرده‌اند، به ما معرفى كردند. ژنرال كاسپن هم توصيه‌هاى خود را درباره لزوم اجبار تروريست‌ها به خروج از مخفيگاهشان ارائه داد كه يا منجر به اين شود كه با آنها صحبت و مذاكره كنيم يا آنها را به قتل برسانيم و براى اين از هيچگونه وسيله وابزار ديگرى جز نزديكى با زنان و كودكان آنها دراختيار نداشتيم و اگر چنين بود و انتخاب ديگرى مى‌داشتيم حتما به آن پناه مى‌برديم.
ـ با اين زنان چكار مى‌كرديد؟
ـ يورگس: زنان عراقى همكارى نمى‌كردند و به طور كلى سرد، بى تحرك و غير عادى بودند. ما مى‌خواستيم به اين وسيله آنها را وادار كنيم كه اطلاعات شان را در اختيار ما قرار دهند و وقتى كه درباره موضوع مشورت كرديم پاسخ اين بود كه با آنها از در مسائل جنسى وارد شويد حتما پس از آن اطلاعات زيادى را در اختيار شما قرار خواهند داد.
ـ چه كسى اين دستور را صادر كرد؟
ـ يورگس: پنتا گون از اين موضوع اطلاع داشت.
ـ آيا اين دستور از كاخ سفيد صادر شد؟
ـ يورگس: نمى‌دانم.
ـ شخصا چه كسى به شما دستور داد؟
ـ يورگس: ژنرال كاسپن به من دستور داد و گفت كه اين دستور برايش آمده و ما بايد آن را اجرا كنيم.
اين دستور چگونه انجام مى‌شد؟
ـ يورگس: اين كار در حضور تعداد كمى از افسران و تعدادى از سربازان آمريكايى صورت مى‌گرفت.
ـ سؤال از آقاى رويگ رئيس بخش قانونى تسليحات زمين: آيا شما از اين موضوع مطلع بوديد؟
ـ رويگ: من گزارش‌هاى آن را دريافت كردم.
به عنوان رئيس بخش قانون تسليحات زمينى... پاسخ و عكس العمل شما چه بود؟
ـ رويگ: اين مسئله قانونى نبود بلكه در وهله اول سياسى بود زيرا تعدادى از فرماندهان و سربازان ربوده شده بودند كه ما درباره آنان هيچ اطلاعاتى در اختيار نداشتيم. عراقى‌ها هم چيزى درباره آنها اعلام نكرده بودند واگر چنين اطلاعاتى را اعلام مى‌كردند بر رفتار سربازان امريكايى تأثير گذار مى‌بود.
ـ آيا شما با اين موضوع موافقت كرديد؟
ـ من معتقدم بهره بردارى از تعداد محدودى از زنان عراقى در مقابل اطلاعات درباره مكان اخفاى ربوده شدگان امرى غير مجرمانه و در عمليات نظامى مجاز است.
ـ آيا ابزار ديگرى وجود نداشت ؟
ـ رويگ: ژنرال يورگس بيشتر از من مى‌تواند به اين سؤال پاسخ دهد.
ـ شما آقاى ژنرال يورگس چه پاسخى داريد؟
ـ يورگس: بله ما ابزارهاى ديگرى چون زدن زنان و اجبار آنها به خوابيدن در آب و اجبار به بى خوابى و ايستادن به مدت ٢٤ ساعت را به كار گرفتيم و موى سر بعضى از آنها را تراشيديم اما آنها هرگز پاسخ نمى‌دادند و به حرف نمى‌آمدند لذا مجبور شديم به اين انتخاب خود پناه ببريم.
ـ آيا سربازان در اجراى اين دستورات با شما همكارى مى‌كردند؟
يورگس: سربازان كم سن و سال بودند واحساساتى و قبل از آن هم چگونگى تعامل با اسيران تروريست را نديده بودند لذا برخى از آنها نارضايتى خودشان را ابراز مى‌كردند اما بخش زيادى از آنها با ما همكارى مى‌كردند.
اما گزارش ژنرال، آنتونيوتاگويا، از ارتش تأكيد داشت كه سرپيچى گسترده‌اى در داخل ارتش از سوى سربازان وجود داشته و گردان ٢٠٥ اطلاعات نظامى عامل اصلى آن در پس‌پرده شكاف‌ها و درگيرى‌هاى داخلى زندان ابوغريب و زندانيان ديگر در عراق بوده است.
ـ يورگس: گردان ٢٠٥ فقط دستور را اجرا مى‌كرد و بازخواست از اين گردان به تنهايى، يك ظلم است زيرا عناصر ديگر ارتش در اين روند مشاركت داشتند.
ـ چه كسى مستقيما اجراى اوامر درباره شكنجه كودكان را بر عهده گرفت؟
ـ رويگ: دستورات به خانم ژنرال، ژانس كارپنسكى، به عنوان مسؤول زندان منتقل مى‌شد.
ـ آيا كراپنسكى شما را از اقداماتى كه عليه كودكان داشت، آگاه مى‌كرد؟
ـ يورگس: برخى از طريق گزارش‌ها مطلع شدند كارپنسكى از اين گزارش‌ها كاملا مطلع بود.
ـ اين گزارش‌ها چه مى‌گفت؟
ـ يورگس: اين گزارش از جدا كردن آنها از مادرانشان و كوبيدن اشياى سخت به سرشان و احيانا سوزاندن بخش‌هايى از بدنشان به وسيله آتش حكايت داشت.
ـ چرا به اين روش پناه برديد در حاليكه آنهاكودك بودند و چيزى نمى‌دانستند؟
ـ يورگس:اعتراف مى‌كنم كه كودكان در اين قضيه قربانى شدند اما ما اين كارها را با آنها در مقابل چشمان مادران و خواهرانشان انجام مى‌داديم تا آنها مجبور شوند اطلاعات خود را به ما بدهند. وضعيت بى نهايت پيچيده بود و ما آمادگى هر كارى را داشتيم.
ـ آيا كارپنسكى از دستورات تجاوز كرد و علاوه بر آن به بكارگيرى ابزارهاى جديد شكنجه هم مبادرت كرد؟
ـ رويگ: دستورات تا آنجا كه من مى‌دانم، اهانت به كودكان و شكنجه آنها بود بدون آنكه به حد مرگ آنها برسد، اما كارپنسكى مسؤول زندان ابوغريب از اين حد تجاوز كرد به طورى كه تعدادى از كودكان به قتل رسيدند.
ـ آيا شما كودكانى را كه كشته شدند، به صاحبانشان داديد؟
ـ يورگس: اين كار را نكرديم اما آنها را در بيابان دفن كرديم و مى‌خواستيم كه مادران و خواهرانشان در دفن آنها شركت نداشته باشند اما آنها اسرار داشتند كه باشند و اين صحنه تكان دهنده بود.
ـ آيا شكنجه پس از مرگ اين كودكان متوقف شد؟
ـ يورگس: بله يك دستور نظامى به شماره ١٢٣٤٧٢ وجود دارد كه مى‌گويد هر كودكى كه در زندان كشته شود يا بميرد بايد اقدامات عليه خانواده‌اش متوقف شود.
ـ آيا اين دستور شامل آزادى آنها شد؟
ـ يورگس: آزادى آنها كارى دشوار و پيچيده بود ما از احتمال آگاه شدن ديگران درباره آنچه اتفاق افتاده بود، ترسيديم.
ـ سؤال از آقاى رويگ: وقايع گوياى اين است كه دسته ٣٧٢ و گروهان ٣٢٠ و گردان ٨٠٠ به اقدامات شكنجه وحشت‌انگيز عليه جوانان عراقى دست زده‌اند. آيا شما از جزئيات اين اقدامات چيزى مى‌دانيد؟
ـ رويگ: دوست دارم در آغاز تأكيد كنم كه من به فرمانده‌ام نوشتم كه با بعضى از روش‌ها مخالفم و اعتراض خود را با آن روش‌ها ابراز كردم ولى هر چه من گفتم او به اظهارات من گوش نكرد.
ـ اعتراض خودت را به چه كسى اعلام كردى؟
ـ رويگ: من اعتراض خودم را رأسا به آقاى رامسفلد وزير دفاع دادم همچنين يادداشتى به خانم رايس دادم و به تفصيل درباره اعتراضم توضيح دادم و از او خواستم كه آن را به رئيس جمهور بوش منتقل كند.
ـ ما مى‌توانيم دلائل اعتراضت را بشنويم؟
ـ رويگ: من به هرگونه اقدام غيرنظامى با آن زندانيان مخالف بودم به ويژه پس از آنكه فهميدم بسيارى از افراد خاص ارتش امريكا در عراق درخواست اقدامات جنسى با اين جوانان را مطرح كرده‌اند و اطلاع يافتم كه جوانان در مقابل خشونت اين اقدامات مقاومت و ايستادگى مى‌كنند و به همين خاطر احيانا اگر اصرار بر ردّ پيشنهاد آنها داشتند، جانشان را از دست مى‌دادند. اعتراض مهم من بكارگيرى سگ‌هاى تربيت‌شده در شكنجه زندانيان بود.
ـ اين سگ‌ها چه كار مى‌كردند؟
ـ رويگ: من از اين قضيه گزارش‌ها و عكس‌هاى مهمى دارم كه به دست من و نيز به دفتر وزير دفاع رسيده كه سگ‌ها عضو تناسلى مردان زندانى را قطع مى‌كردند و وقتى خانم كارپنسكى من را در جريان اين موضوع گذاشت و از اين روش اظهار خوشحالى مى‌كرد، به او گفتم اين روش وحشيانه است و سزاوار نيست كه هيچ امريكايى به اين اقدام مبادرت كند.
ـ كارپنسكى به شما چه گفت؟
ـ رويگ: آنها اصرار داشتند كه جوانان عراقى عريان و بدون هيچ لباس و پوششى باقى بمانند و كسانى كه مقاومت مى‌كردند، در جا كشته مى‌شدند. اين جوانان عراقى مجبور بودند به صورت لخت و عريان پاهاى خودشان را به زور در مقابل ستون‌هاى آهنى باز مى‌كردند و دست‌هايشان به ديوار ثابت نگه داشته مى‌شد و ناگهان سگ‌ها را رها مى‌كردند تا با خشونت تمام آلت تناسلى آنها را بكنند. عكس‌هايى كه به دستم رسيده منظره‌هاى وحشيانه و خونينى را نشان مى‌دهد و فاش مى‌سازد كه در اكثر اوقات به مرگ آنها انجاميده است.
ـ تعداد آنهايى كه در اثر اين اقدام مردند، چند نفر بود؟
ـ رويگ: فكر مى‌كنم آنها ٣٠٠ نفر بودند كه چند ساعت پس از قطع عضو تناسلى‌شان در درد شديد به سر مى‌بردند سپس مى‌مردند و متأسفانه سربازان ما از ديدن اين مناظر لذت مى‌بردند و اين يك مسئله غيراخلاقى است.
ـ اگر شما به اين نوع از عمليات شكنجه اعتراض داشتيد، چرا پس به اندازه‌اى كه داراى قدرت و اختيار بوديد براى توقف آن اقدام نكرديد؟
ـ رويگ: من براى توقف آن، تلاش كردم اما موفق نشدم و شكست خوردم و دستورات ديگران بر اجراى آن تأكيد داشت.
ـ آيا اين روش در خصوص زنان نيز انجام شد؟
ـ نه اين روش را درباره زنان انجام نداده‌ايم.
ـ اما ما يك گزارشى از سوى يك سرباز در اختيار داريم كه مى‌گويد زنان نيز در معرض اذيت و آزار سگ‌ها قرار گرفتند و اين سگ‌ها اعضاى تناسلى زنان را لمس مى‌كردند و اين كار را شديدتر از مردان در مورد آنان انجام مى‌دادند و حتى تعدادى از زنان در اثر صدمه عصبى و ترس و وحشت جان خود را از دست دادند.
ـ يورگس: ما هيچ اطلاعى در اين خصوص نداريم و اگر صحّت اين گزارش‌ها تأييد شود تجاوزى از داخل فرماندهان مستقر در عراق به شمار آمده و بر مبناى دستورات و آموزش‌هاى ما نبوده است.
ـ سئوال از آقاى رويگ: شما چه اطلاعاتى در خصوص بستن آلت تناسلى مردان زندانى به سيم‌هاى لخت داريد؟
ـ رويگ: هدف از اين اقدام اجبار جوانان عراقى به بى‌تحركى و بى‌حركت ماندن بود كه اين سيم‌ها بر روى بعضى از صندلى‌هاى چوبى وصل مى‌شد و جريان سيم‌ها بى‌نهايت شديد به نظر مى‌رسيد و اگر هر كدام از آنها تحركى از خود نشان مى‌دادند به اندازه‌اى قوى بود كه ضربان آنها را به بالاترين حد ممكن مورد اصابت قرار مى‌داد.
ـ آيا شما خود به اين اقدام اعتراض داشتيد؟
ـ رويگ: در حقيقت اعتراضى در اين خصوص ابراز نداشتم و فكر مى‌كردم نوعى از اقدامات امنيتى خواسته شده است كه پس از مدتى متوقف خواهد شد.
ـ آيا اين سيم‌ها داراى جريان الكتريكى بود كه هر لحظه ممكن بود عراقى‌ها در معرض برق‌گرفتگى قرار بگيرند؟
ـ رويگ: تا آنجا كه من اطلاع دارم، بله... اما وصل اين جريان الكتريكى در سه حالت درباره جوانانى كه به آن اعتراض مى‌كردند انجام مى‌شد.
ـ آيا شما كودكان را آزاد كرديد؟
ـ يورگس: بله همه كودكان را آزاد كرديم و تعدادى از آنها را براى درمان جسمى و روحى به بيمارستان‌ها منتقل كرديم.
*****
اين گزارشى از ماجراى تحقيق از دو مسئول مستقيم شكنجه‌ها و خشونت‌هاى جنسى در زندان ابوغريب و برخى زندان‌هاى ديگر بود كه در اولين جلسه سرّى كميته نيروهاى مسلح در كنگره امريكا انجام شد و بوش را بر آن داشت كه در جهت كاستن تندى آن تلاش كند و بر همين اساس تماس‌هايى با «جان ونر» رئيس كميته برقرار كرده و تقاضاى سئوال و تحقيق از رامسفلد وزير دفاع و ژنرال ريچارد مايرز رئيس ستاد و تعدادى از فرماندهان را در مقابل اين كميته و نيز مشاهده فيلم‌ها از ماجراهاى داخل زندان ابوغريب از سوى پنتاگون را مطرح كرد.
بوش در همين حال خواست كه ماجراى زندان ابوغريب به طور محرمانه باقى بماند و هيچ كدام از تصاوير آن به وسائل ارتباط جمعى داده نشود. اما هرگز چنين نشد و انتشار تصاوير اين جنايت‌ها هزينه سنگينى را بر ايالات متحده تحميل كرد.